زبان امروز مردان را از لذت مادر شدن محروم كرده
10 08 2007تا همين چندي پيش از راههاي مشروع مجازات زن فاحشه يكي اين بود كه با گربه اي در كيسه ميكردندش و به چوب ميزدندش.
گربه ي ترسيده زن را پاره ميكرد . بعدترها امضا جمع كرديم وحضور گربه در كيسه منع شد
ساقي قهرمان
1999
یاشار احد صارمی
لوس انجلس . تابستان 1998
جنگ ! جنگ ! جنگ ! همه جا را مه بنفش رنگ …
بوی خون خر ماده حالش را به هم می زد. خواست عرعر بلندی و از ته دل گریه …
دیزبا، عشق شبهای مهتابی من چرا رفتی عزیزم؟ قربانِ گوش های سفیدت بشوم چرا مرا تنها گذاشتی؟ تنها کجا بروم؟ چکار کنم عزیزم؟ چرا مرا با خود نبردی نور چشم من که حالا …
دست سریعِ سنگینی از پشت، آمد دهانش را گرفت و او را به زمین زد. چه دردی ! برگشت تا در این چهرهی صاحب دست را ببیند. از ترس بیهوش شد. دندانهای گلولهای و خونین و خندهای سرخ و كثیف ! این چهرهی كه بود؟ كیمونوی خاكستری بر تن و گردنی باریک و خیلی بلند. رنگ چشم ها پسته ای و خاموش. خواست دوباره غلتی بزند و بلند شود. ولی دستی دوباره از میان دو پایش زیر شكمش خزید و _نه! آلت تناسلی اش را كند دست دوباره و انگار رفت طرف دهان و آخ !!!! همه را بلعید. از درد به هوش آمد. سنگینی آن چهره و هیئت ترسناك بر پشتش سوار بود ، بی اختیار برخاست و افتاد و … تیزی انگشتان سنگینی روی کپلش ! دوباره. چرا مرا آفریدی خدا؟ افتاد و دوباره فشار آورد واین دفعه کج و کوله برخاست. طوری که انگار داخل آتش به دنیا آمده بود و جخ برخاسته . به طرفی كه خر ماده چند لحظه پیش منفجر شده بود راه افتاد. و صدای دو رگه ی چهره سنگینی که سوارش شده بود.هُش هش ش ش ش ش .. ادامه مطلب »
دیدگاهها : No Comments »
دستهها : زن

دیدگاههای تازه